زمانی برای تغییر خانوم جلسهای ها !
آبان ۲۵م, ۱۳۸۸
ما یک عمه خانوم ( عمه خانوم والده هستن ) داریم ،که بعد از انقلاب پر شور ، طبق سنت و مد ، ناگهان به انسانی نورانی تبدیل شدند و در یک اقدام مقتدرانه کلیه مینیژوپها و دامن کوتاهها و لباس های لختی پتی که کنار دریا میرفتند را کنار گذاشتند و به حجاب اسلامی گرویدند. که جای تحسین دارد !
عرض کنم که ایشون علاقهی زیادی هم به برگزاری جلسات دارند . مطلع هستید که علاوه بر خواندن کتاب آسمانی و کلیه ادعیه مربوط به آن روز و تاریخ ،بحث های دیگری مثل :براندازی و بازنگری بیوگرافی دختران دمه بخت و ترشیده حاضر در جلسه ، قیمت عمل بینی خانوم جلسه ، بررسی تهدیدهای زن همسایه دوتا کوچه بالاتر ، مزایده قیمت دو دست بشقاب چینی ، تفکرات استراتژیک مادرشوهر ها و برنامه های آتی برای مقابله با تهاجم عروس و بحث های عمیق فلسفی و عرفانی در این زمینه ها به راه است.
زمانی که ما بچه بودیم ، طبق سنت عمه خانوم ، باید به این جلسه ها میرفتیم و مادر گرامی ما هم موظف بود که در این جلسه ها حضور پر شور داشته باشه تا بخت من باز بشه !
یادمه یکی از اون بحثهایی که زمان طفولیت ما خیلی رونق داشت ، تفاوت “توالت ایرانی ” با ” توالت فرنگی ” بود. خانواده ما به خاطر پدر گرامی که به خارجه زیاد سفر میکردن یه خورده غرب زده بود و کلا همگی با توالت فرنگی راحتتر بودیم، عمه خانوم هم که این موضوع رو میدونست احساس کرد که داریم به قهقرا میریم و باید ما رو به راه راست هدایت کنه ! یادمه وقتی این بحث مطرح شد ، تمام بانوان شرکت کننده ، با نگاهی آمیخته از چندش و اه اه و اینا اعلام کردن که: وااا اخه آدم رو توالت فرنگی که راحت نیست ! اصلا این خارجی ها همه کارشون نجسته ! هیچی که حالیشون نمیشه ! اینا اگه حالیشون میشد زنهاشون رو بی حجاب نمیفرستادن بیرون ! زری میگم تو اون فیلمه دیدی زنه چه پاهایی داشت ، این شوهر من زل زده بود به لنگ و پاچه اش !
و خلاصه کلی اه اه و پیف پیف کردن.
الان یه ۱۲-۱۳ سالی از اون روزها میگذره و عمه خانوم و باقی بانوان به خاطر کهولت سن و درسهای اخلاقی همون خانوم جلسه ای ! مجبور شدن که از توالت فرنگی استفاده کنن و به به و چه چه به راه است که بیا و ببین !
خلاصه اینکه خانوم جلسه ای ها هم تغییر میکنند !
ارسال شده در داستان، يه خورده يخ | نظرات (۷)


آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۱۷ ب.ظ
اوایلی که قند از شوروی وارد ایران شده بوده چندتا از روحانی ها گفته بودند که چون قند از بلاد کفر می آد ، نجس است . تجار قند هم که دیدند مردم قند نمی خرند دست به دامن همین شیوخ !! شدند و راهکار خواستند و اینا هم فتوا دادند که اگر قند رو تو چایی بزنید مثل غسل ارتماسی دیگه نجس نیست !! اگه دیده باشید بعضی از قدیمی تر ها هنوزم بر حسب عادت اون زمان این کار رو تکرار می کنند
بعد این قضیه داستان دوش حمام اتفاق افتاد که حکم داده بودند که غسل با دوش حمام باطل است و مردم باید از خزینه ی حمام استفاده کنند
و این داستان همچنان ادامه دارد
[Translate]
آبان ۲۵م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۲۸ ب.ظ
انسان ها باید به این نتیجه برسند که اختراع هر وسیله ای بی ننیجه نبوده و هر کدام برای نیازی جداگانه ساخته شده اند. به کجا می رویم ؟
وبلاگ بسیار جالبی دارید . انرژی خاصی میده نوشته هات . بنده هم از آماتور های وبلاگ نویس هستم . ممنون میشم سر بزنید و از تجربه هاتون در اختیار بنده قرار دهید.منتظر حضور شما هستم
[Translate]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۷ ق.ظ
دوست توییتری ات یعنی مصلوب هستم که اولین باره می یام تو وبلاگت و راستش بی تعارف حظ کردم فقط ای کاش قالبو عوض کنو متن ها خوب خونده نمیشه…اینم وبلاگمwww.maslub.wordpress.com
[Translate]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۸:۴۸ ق.ظ
قالبو نم یخاد عوض کنی فهمیدم مشکل از من بوده!
[Translate]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۸:۵۱ ق.ظ
البته از پرشین تولز هست هاستم که مورد تحریم قرار گرفته و منتظرم درست بشه تا یه قالب با فونت درشت بزارم ! بازم ممنون این طرفها اومدی
[Translate]
آبان ۲۶م, ۱۳۸۸ در ۱۲:۵۳ ب.ظ
یه تبلیغ هم بکنیم اینجا شاید واسمون نون و آب شد:
)
فروش هاست و دومین
http://www.razineh.ir
دیتا بیس امریکا با پهنای باند ۸۰
[Translate]
آبان ۲۷م, ۱۳۸۸ در ۱۰:۰۶ ب.ظ
سلام آیدا خانم. می]واستم بدونم اگه براتون دعوتنامهای مونده میتونین برام میل کنین؟ ممنون.
[Translate]